معني واژه خيابان بنا به فرهنگ فارسي معين : جاده ، راه عریض و هموار در شهر که مردم از آن عبور کنند و اطراف آن مغازه یا خانه باشد.
اما هركجا بصورت صفت يا قيد بكار رفته و تركيب هايي كه با آن ساخته شده ، بيشتر مفهوم و بار معنايي منفي از لحاظ مدني بخود گرفته و به معني ولگردي ، بيكاري ، بي هدفي ، پرسه زدن ، بي خانمان و ضد اجتماعي به كار رفته است .
مدتي است مابين فعالان سياسي ، "تب خيابان" دوباره شايع شده
مدتي است مابين فعالان سياسي ، "تب خيابان" دوباره شايع شده
ديشب توي فيس بوك مطلبي ديدم :
دختر ششم ابتدايي يكي از دوستان به پدرش گفته بود : اگر راستي راستي اعتراض دارند چرا به خيابان نميروند !؟
مدتها بود قصد داشتم چيزي در اين مورد بنويسم
كمترين فايده آن جلب توجه ديگران به مطلب و باز شدن سر صحبت در اين مورد است .
خيابان در فرهنگ امروز ما جاي خوبي نيست
بگذاريد ببينيم وقتي به خيابان فكر ميكنيم چه تصويري به ذهن مان مي آيد و چه احساسي نسبت به آن پيدا ميكنيم
در شهري كه من زندگي ميكنم تصرف خيابان و محدوده آن و منضم كردن آن به منزل مجاز و رواست يك كشاورز اصفهاني به زحمت ممكن است گل انداز جوي آب را در زمان تبديل آن به منزل مسكوني يا احداث ديوار صرف نظر كند .
خيابان هاي بزرگي و وسيعي كه در شهر مشاهده ميگردد بطور جبري و ناگزير از باقي مانده محل گذرگاه هاي آب و نهرهاي (مادي) بزرگ ايجاد شده اند و مابقي كوچه هاي تنگ و تاريك از محل عبور جوي هاي آب بين منازل و مرز هاي كشتزارها و باغ هاي قديمي كه ناگزير محدوده اي عمومي تلقي ميشده باقي مانده است .
بعيد ميدانم در فرهنگ اصيل مان تا زماني كه وضعيت خيابان مزاحمت جدي براي خانه و ساكنان آن فراهم نكرده ، انجام اقدامي براي بهبود وضعيت آن ضروري شمرده شده باشد .
بعيد ميدانم در فرهنگ اصيل مان تا زماني كه وضعيت خيابان مزاحمت جدي براي خانه و ساكنان آن فراهم نكرده ، انجام اقدامي براي بهبود وضعيت آن ضروري شمرده شده باشد .
هر نوع ورود به خيابان از دوران كودكي مصادف با درگير شدن در خطر بوده است
خيابان محل وقوع داستان "روباه و كلاغ" و نيز "جوجه و مادرش" است !
خيابان اما براي بعضي محل كسب و كار و زندگي است :
دست فروشها ، مقوا خواب ها ، تعزيه گردانان ، مداح و نوحه خوان
دارو فروشان خيابان ناصر خسرو ، فروشندگان كالاهاي قاچاق و ...
تقريبا ، تمام كسبه ، توزيع كنندگان و واسطه ها به نوعي به حريم خيابان تجاوز ميكنند .
تقريبا ، تمام كسبه ، توزيع كنندگان و واسطه ها به نوعي به حريم خيابان تجاوز ميكنند .
براي زن ها خيابان جايي است كه از بد ورود به آن مجبوري برخلاف فطرت ، ذات و طبيعت خودت رفتار كني ، موجوديت خودت را فراموش كني و آن طور كه جنس مسلط و يا فرقه هاي خاص از تو ميخواهند رفتار كني
بيشتر از اين براي يك زن امروزي ، خيابان جايي است كه همه گونه متلك و رفتار ناخوشايند را بايستي تحمل كرد ،
جايي كه پليس كشور بصورت رسمي و به پشتوانه قانون ، ظاهر تورا ميكاود . ضمن ابراز شرمندگي (از اينكه مامور است و معذور ) ، گاهي وقتها ، يواشكي ، پيشنهادي نيز ميدهد !
مقاله اي خواندم در مورد قبضه كردن پست هاي حكومتي توسط معاودين عراقي ، اگر نگاهي به بازارهاي معاودين بيندازيد فرهنگ خياباني و دست فروشي را بوضوح در ميان آنها مشاهده خواهيد كرد .
فرهنگ قشر سلطه جوي امروزي را شايد بتوان فرهنگ خياباني نام گذاري كرد .
خصوصيات اين فرهنگ
تصويب مصوبات در خيابان تصميم گيري هاي خياباني ، ملاقات هاي خياباني با مردم ، نمايش و مانورهاي خياباني
خصوصيات شخصيت خياباني بسيار بارز و چشمگير است :
رفتار نمايشي ، تكيه بر قدرت فيزيكي ، عملگرايي ، ظاهر تهاجمي ،
اين افراد را به سادگي ميتوان از روي تكيه كلامهاي شان شناسايي كرد هنگام غلو و بزرگ نمايي كسي ، بيشتر روي خصوصيات فيزيكي و توانايي هاي جسمي وي تاكيد ميكنند ، داشتن رفتارها و خصوصيات منحصر بفرد و ... .
در فرهنگ عامه سركوچه و خيابان ايستادن كار شهروندان با شخصيت و آبرودار نيست ، زن خياباني ، دختر خياباني نام مستعاري براي روسپيگري است .
.در فرهنگ خياباني نان خوردن به صرف حضور در خيابان ، مشروع است ، يكي از اصطلاحات مرسوم اعضاي اين فرهنگ "گَرد وَ خاكْ خوردن" است .
بديهي است "گرد و خاك خوردن" سهم كسي است كه در خيابان ايستاده نه فردي كه درون خانه نشسته !؟
يكي از معيارها و ملاك هاي تعيين حق در جامعه ما سختي كشيدن است ، در فرهنگ خياباني از آن تعبير به گرد و خاك خوردن ميشود .
.در فرهنگ خياباني نان خوردن به صرف حضور در خيابان ، مشروع است ، يكي از اصطلاحات مرسوم اعضاي اين فرهنگ "گَرد وَ خاكْ خوردن" است .
بديهي است "گرد و خاك خوردن" سهم كسي است كه در خيابان ايستاده نه فردي كه درون خانه نشسته !؟
يكي از معيارها و ملاك هاي تعيين حق در جامعه ما سختي كشيدن است ، در فرهنگ خياباني از آن تعبير به گرد و خاك خوردن ميشود .
اما اين وضعيت در حال تغيير است :
بتدريج گروه هاي فشار نيز ترجيح ميدهند بصورت ناشناس با اسم مستعار و با توجيه افسران جنگ نرم در فضاي مجازي حضور يافته و بخيال خود با عواملي كه اسير تهاجم فرهنگي شده اند مبارزه كنند .
بتدريج گروه هاي فشار نيز ترجيح ميدهند بصورت ناشناس با اسم مستعار و با توجيه افسران جنگ نرم در فضاي مجازي حضور يافته و بخيال خود با عواملي كه اسير تهاجم فرهنگي شده اند مبارزه كنند .
اخيرا رسما اعلام شده كه پاره اي فعاليت ها در فيس بوك جرم محسوب شده و عده اي نيز دستگير و در حال محاكمه ميباشند .
لازمه محاكمه افراد به اتهام فعاليت در اينترنت (فيس بوك) پذيرفتن فضاي آن به عنوان قسمتي از اماكن عمومي جامعه است .
مجموعا با توجه به اينكه هر حكومتي از رويارويي خياباني با مردم پرهيز ميكند ، هرچند عده اي كه نمونه هاي تيپيك و سرشار فرهنگ خياباني هستند هنگام رَجَزْ و كُركُري خواندن ، مردم (معترضان) را دعوت به حضور در خيابان ، انقلاب كردن ، انجام فعاليتهايي شبيه به انقلاب 57 مينمايند ولي از آنجايي كه حفظ ظواهر فلسفه اصلي فعاليتهاي نمايشي و تبليغي است ، در حال حاضر به نفع مردم و نيز حكومت ميباشد كه با به رسميت شناختن و تاثير دادن ابراز وجود و عقيده در فضاي اينترنتي از التهاب بيهوده پيش گيري شود .
.فعالانِ مدنيِ كاربرِ اينترنت بايستي بدانند اگر موفق شوند نمونه مناسبي از جامعه اي كه با اصول دموكراسي و رعايت حقوق بشر ، قصد دارند بسازند را در روابط اينترنتي بين خودشان شبيه سازي كنند ، فضاي شبيه سازي شده ، خود بخود در جامعه واقعي شكل ميگيرد .
لازمه محاكمه افراد به اتهام فعاليت در اينترنت (فيس بوك) پذيرفتن فضاي آن به عنوان قسمتي از اماكن عمومي جامعه است .
مجموعا با توجه به اينكه هر حكومتي از رويارويي خياباني با مردم پرهيز ميكند ، هرچند عده اي كه نمونه هاي تيپيك و سرشار فرهنگ خياباني هستند هنگام رَجَزْ و كُركُري خواندن ، مردم (معترضان) را دعوت به حضور در خيابان ، انقلاب كردن ، انجام فعاليتهايي شبيه به انقلاب 57 مينمايند ولي از آنجايي كه حفظ ظواهر فلسفه اصلي فعاليتهاي نمايشي و تبليغي است ، در حال حاضر به نفع مردم و نيز حكومت ميباشد كه با به رسميت شناختن و تاثير دادن ابراز وجود و عقيده در فضاي اينترنتي از التهاب بيهوده پيش گيري شود .
.فعالانِ مدنيِ كاربرِ اينترنت بايستي بدانند اگر موفق شوند نمونه مناسبي از جامعه اي كه با اصول دموكراسي و رعايت حقوق بشر ، قصد دارند بسازند را در روابط اينترنتي بين خودشان شبيه سازي كنند ، فضاي شبيه سازي شده ، خود بخود در جامعه واقعي شكل ميگيرد .
___ زيرنويس ها : _________________
گل انداز = حريم جوي آب ، فضايي كه همسايه جوي آب حق تصرف ندارد ، به اندازه اي كه موقع لايروبي جوي آب لجن و گل ها را روي آن ميريزند ، پشته اي كه در دوطرف جوي آب وجود دارد علاوه بر ساختمان اصلي جوي .
نان خوردن = كسب درآمد ، اصطلاح عاميانه بمعني تحصيل درآمد ، معاش
گل انداز = حريم جوي آب ، فضايي كه همسايه جوي آب حق تصرف ندارد ، به اندازه اي كه موقع لايروبي جوي آب لجن و گل ها را روي آن ميريزند ، پشته اي كه در دوطرف جوي آب وجود دارد علاوه بر ساختمان اصلي جوي .
نان خوردن = كسب درآمد ، اصطلاح عاميانه بمعني تحصيل درآمد ، معاش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر